آموزش و پرورش در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب:
میثاقنامه تحول در ساحتِ قدسیِ تعلیم و تربیت
به گزارش مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، همزمان با آیین بدرقه و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی حسینی خامنهای (رضوانالله تعالی علیه)، این مرکز مجموعهای از یادداشتها، دلنوشتهها و خاطرات اعضای شورای معاونان وزارت آموزش و پرورش را با عنوان «آموزش و پرورش در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب» منتشر میکند.
در ادامه، یادداشت سالار قاسمی، معاون وزیر و رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور را میخوانید.
میثاقنامه تحول در ساحتِ قدسیِ تعلیم و تربیت؛
خوانشی راهبردی از منظومه فکری قائد شهید انقلاب
در سوگ جانسوزِ رهبر شهید انقلاب و معمارِ جانهای تشنه، سخن گفتن از «آموزش و پرورش» واکاویِ ریشههای اصیلی است که او با خوندل و مجاهدت مکرر آبیاری کرد.هرچند امروز میان ما نیست، اما کلامش چونان مشعلی فروزان، راه را در تاریکیها و کلانچالشهای پیشرو روشن میسازد؛ به تعبیر حضرت سعدی:
«صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را که دگر مادر گیتی چو تو فرزندی بزاید»
تحول در یک جامعه، پیش از آنکه در شاخصهای اقتصادی یا ساختارهای سیاسی متجلی شود، در جان و اندیشهی نسلهای آن ریشه میدواند. در منظومه فکری قائد شهید انقلاب، آموزش و پرورش نه یک «نهاد خدماتی»، که «قاعدهی بنیادین حکمرانی مطلوب» و ریلگذاری اصلی برای دستیابی به قلههای رفیع انسانی است. ایشان با نگاهی حکیمانه، معلم را نه صرفاً یک مدرس، بلکه «معمار آینده» و «پایهریز تمدن» میدانند. قائد شهید انقلاب، تنها رهبر مستضعفان جهان نبود؛ او دیدهبان هوشیارِ مرزهای فکری و طراح عقلانیتِ تمدنساز بود که آموزش و پرورش را «مادرِ تمام وزارتخانهها» و «تکوینگاهِ اصالت ملی» میشناخت. اگرچه امروز آن قامتِ استوار و چهرهی گشاده در میان ما نیست، اما به تعبیر لسانالغیب:
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما
او رفت، اما منظومه فکریاش همچون قطبنمایی استوار، کشتیِ تعلیم و تربیت را در تلاطم امواج جهانیسازی به سوی ساحلِ امنِ «هویت و عدالت» هدایت میکند. این یادداشت بر آن است تا با استناد به فرازهایی راهبردی از منظومه فکری ایشان، به تبیین علمی و حرفهای ضرورتهای تحول در این نظام بپردازد. این یادداشت بر آن است تا با استناد به فرازهایی راهبردی از منظومه فکری ایشان، به تبیین علمی و حرفهای ضرورتهای تحول در این نظام بپردازد.
۱. معلم؛ زیرساختِ انسانیِ تمدنسازی
«معلمان پایهریز تمدّن نوین هستند؛ چون نیروی انسانیِ شایسته اگر نباشد، تمدّنی به وجود نخواهد آمد.» (بیانات در دیدار با معلمان، ۱۳۹۸/۰۲/۱۱)
در نگاهِ کلاننگر و تمدنسازِ قائد شهید، «معلم» نه صرفاً یک کارگزار آموزشی، بلکه «معمارِ ارشدِ زیرساختِ انسانی» و نصبکنندهی نرمافزارِ حاکمیتِ الهی در کالبد نسل آتی است؛ چرا که تمدن نوین، بدون نیروی انسانیِ شایسته و فرزانه، بنایی بیبنیان و ناپایدار خواهد بود. در پارادایمهای نوینِ قدرت، «سرمایه انسانی» تنها مؤلفه استراتژیکی است که میتواند منابع مادی را به اقتدارِ درونزا بدل کند. معلم در این تراز، مسئولِ «تولیدِ خرد» و «مهندسیِ کرامت» است. تبیین راهبردی این نگاه ایجاب میکند که نظام حکمرانی، معلم را نه یک حقوقبگیر اداری، بلکه «دیدهبانِ هوشیارِ تمدن» بشناسد؛ چرا که هرگونه فرسودگی و تهیشدگی در این ساحت، به فروپاشیِ مغزیِ تمدن در برابر تهاجماتِ نوین خواهد انجامید.
۲. هویتسازی؛ صیانت از شخصیت ملی در تلاطم جهانیسازی
«ما باید کاری کنیم که دانشآموزان ما دارای هویت ملی بشوند. تشکیل هویت نسل جدید به دست معلم است.» (بیانات در دیدار با معلمان، ۱۳۸۴/۰۲/۱۲)
هویت ملی و اسلامی در اندیشه آن شهید والامقام، «سیستم ایمنیِ فرهنگی» و سپرِ دفاعی ملت در عصرِ بیمرزی و استحالهی شخصیتهاست. ایشان با درکی عمیق از روانشناسیِ تودهها و جامعهشناسی سیاسی، تشکیل هویت نسل جدید را رسالتِ غایی معلم میدانستند تا دانشآموز نه به مثابهی یک «کدِ آموزشیِ بیروح»، بلکه در قامتِ یک «ایرانیِ مسلمانِ مستقل» قد برافرازد. این هویتسازی، نوعی «صیانتِ استراتژیک» است؛ دانشآموزی که از این سرچشمهی زلال سیراب شود، تحصیل خود را نه مسافتی برای مهاجرت و گسست، بلکه قطعهای از پازلِ شکوهمندِ پیشرفتِ میهن میبیند. تبیین علمی این اصل نشان میدهد که مدرسه باید «روایتخانه اصالت» باشد تا با تقویتِ «عزتنفسِ ملی»، نسلی را بپرورد که در برابر جاذبههای کاذبِ غرب، با صلابتِ فکری ایستادگی کند.
۳. پیوند ایمان، اندیشه و عمل؛ تربیتِ چندساحتی
«آموزش دانش، تفکر و رفتار، سه عنصر کار معلم است. تأکید بر ایمان، اندیشهورزی و جریانسازی.» (بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان سراسر کشور، ۱۳۹۳/۰۲/۱۷)
تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت، مستلزم عبور از «بانکداریِ اطلاعات» به سوی «عقلانیتِ فعال» و پیوند ناگسستنی میان ایمان، اندیشه و عمل است. قائد شهید، تثلیثِ «دانش، تفکر و رفتار» را ارکانِ رکینِ کار معلمی میدانستند که خروجیِ آن، تحقق «انسانِ تمامساحتی» است. در این پارادایم، دانشِ بدون تفکر منجر به انجماد، و تفکرِ بدون ایمان منجر به سرگردانی میشود؛ حال آنکه تربیتِ ترازِ انقلاب، «نردبانِ صعود به استقلالِ همهجانبه» است. تبیین کاربردی این فراز نشان میدهد که مدرسه باید ذهن را برای «حل مسئله» فعال کند، نه برای «ذخیره معلوماتی» که تاریخ انقضای آنها نزدیک است. این همان مسیرِ میانبر به سوی «تحقق اقتصاد مقاومتی» و «جریانسازیِ فرهنگی» است که آن شهید بزرگوار بر آن پای میفشردند.
۴. «عدالت آموزشی؛ نه تساویِ در توقف، که میدانداریِ پروازِ استعدادها»
یک نکته، مسئلهی عدالت آموزشی است که خب بحمداللّه در زبان مسئولین کشور زیاد تکرار میشود، بنده هم عقیدهی راسخ دارم به عدالت آموزشی. (بیانات در دیدار با معلمان، ۱۴۰۴/۰۲/۲۷)
عدالت آموزشی، نه «برابریِ صوری» در حرکت، که «فرصتِ پرواز» برای هر استعداد بر مدارِ خودش است. قائد شهید انقلاب، با نگاهی عمیق، «تساویانگاریِ استعدادها» را بزرگترین آسیب به پیکرهیِ پیشرفتِ کشور میدانستند. از نگاه ایشان، عدالت یعنی «هر چیزی را بر سرِ جای خود نشاندن»؛ یعنی اگر جوانی توانِ اوج گرفتن دارد، وادار کردنِ او به حرکت در جریانِ عمومیِ کُند، نه تنها عدالت نیست که جفا به حقالناس و خیانت به مصلحتِ ملی است. ما بر این باوریم که «عدالتِ آموزشی»، میدانداری برای شکوفاییِ حداکثری است؛ جایی که به تیزپروازان، فرصتِ اوج داده شود و برای هر اندیشه، مسیری متناسب با وسعتِ ظرفیتش گشوده گردد. این، همان «حکمرانیِ عادلانهیِ فرداست»؛ جایی که هیچ استعدادی در تندبادِ کلیشهها، زمینگیر نخواهد شد.
۵. پارادایم ایمان، اندیشهورزی و عملسازی
«شاخصهای ممتاز را در دانشآموزمان زنده کنیم. ایمان، اندیشهورزی و مشارکت اجتماعی. تعلیم باید طوری باشد که ذهن را بسازد و مغز را فعال کند.» (بیانات در دیدار با معلمان، ۱۳۹۸/۰۲/۱۴)
قائد شهید، تربیت نسل آیندهای با هویت مستقل، عزتمند، دینی و دارای شاخصهای ممتازِ جریانساز را وظیفه اصلی و خطیر آموزش و پرورش میدانستند. ایشان تأکید داشتند که اگر جامعهای با چنین ویژگیهایی شکل بگیرد، قطعاً مقولاتی چون اقتصاد مقاومتی و بدون نفت، برخورداری از فرهنگ مستقل، اصلاح الگوی مصرف و روحیه ایستادگی در برابر زیادهخواهیها محقق خواهد شد. بر اساس این پارادایم، نظام تعلیم و تربیت باید از «مدرکگرایی» به سوی «مهارتمحوری و فکرپروری» گذار کند. اگر دانشآموز «شوق به دانستن» پیدا کند و یاد بگیرد که چگونه فکر کند، نه اینکه به چه فکر کند، آنگاه «استقلال فکری» حاصل میشود که زیربنای هرگونه استقلال اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است.
۶. آموزش و پرورش؛ فراتر از یک دستگاه اداری، «منبعِ منابع» ملی
«آموزشوپرورش واقعاً یک دستگاهی در ردیف دستگاههای دیگر کشور نیست. سایر دستگاهها بهکارگیرندهی نیروی انسانیاند، آموزشوپرورش ایجادکنندهی منابع انسانی است.» (بیانات در دیدار با معلمان، ۱۴۰۴/۰۲/۲۷)
این دیدگاه، بازتعریفِ بنیادین و یک چرخش پارادایمی در نظام مدیریت کلان کشور است. اگر نگاه سیاستگذاران به آموزش و پرورش از یک دستگاهِ «هزینهبر» به یک «سرمایهگذاریِ راهبردی و زیربنایی» تغییر کند، عبور از گردنههای دشوار توسعه و پیشرفت تضمین خواهد شد. آموزش و پرورش استثنایی در این میان، خط مقدمِ این تحول نگرشی است؛ جایی که ما یاد میگیریم چگونه از سختترین محدودیتها، فرصتهای درخشان برای «انسانسازی» خلق کنیم. تبیین جایگاه این نهاد به عنوان دستگاهی که «خالقِ منابع انسانی» است، نشان میدهد که کیفیتِ کارکرد تمامی سازمانها و ارکان نظام، بازتابی از میزان توفیق و توجه به نظام تعلیم و تربیت است.
فرجامِ سخن؛ گذار از سوگ به سلوکِ تمدنی
تحلیلِ دقیق و واکاویِ منظومه فکری قائد شهید انقلاب در ساحتِ تعلیم و تربیت، ما را به این حقیقتِ راهبردی رهنمون میسازد که آموزش و پرورش در انگارهی حکیمانهی ایشان، نه یک «بوروکراسیِ انباشته» یا صرفاً یک دستگاهِ مصرفکننده و هزینهبر، بلکه «نقطه عزیمتِ اقتدار ملی» و «پیشرانِ اصلیِ تمدن نوین اسلامی» است. برآیندِ دیدگاههای آن حکیمِ مجاهد، گویای این حقیقت است که گرهگشایی از چالشهای مزمنِ کشور — از ناترازیهای کلان اقتصادی گرفته تا آسیبهای لایههای هویتی و فرهنگی — تنها و تنها از شاهراهِ «تحولِ کیفی در ساحتِ مقدسِ مدرسه» میگذرد؛ مدرسهای که نه کارخانه مدرکسازی، که زایشگاهِ نسلِ «فکور، مؤمن و پیشرو» باشد.
امروز در سوگِ آن «معمارِ جانها» و دیدهبانِ بیدارِ آرمانها، ما در سازمان آموزش و پرورش استثنایی، نه تنها در مقامِ سوگواران، بلکه در جایگاهِ میراثدارانِ این اندیشهی بلند، عهد میبندیم که یادِ او را نه در قابِ کلمات و شعارها، که در متنِ «جریانسازی و عملسازیِ انقلابی» پاس بداریم. ما با تاسی به عقلانیتِ تمدنسازِ ایشان، کلاسهای درس را به سنگرِ مستحکمِ «هویتسازی» و کانونِ جوشانِ شکوفاییِ استعدادهایِ نادیدهگرفتهشده بدل خواهیم کرد؛ چرا که در منطقِ آن قائدِ شهید، عدالت، نه یک امرِ حاشیهای، که متنِ حیاتِ تمدنیِ ماست. راهِ او، که تجلیِ راستینِ «عزت، خدمتِ بیمنت و عدالتِ فراگیر» بود، با صلابتی مضاعف و ایمانی راسخ در رگهای نظام تعلیم و تربیت جاری خواهد ماند، چرا که به وعدهی تخلفناپذیرِ الهی: «فَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ»؛ و اندیشهی تابناکِ آن شهیدِ عزیز، همان «نفعِ ماندگار» و «شجرهی طیبهای» است که جانِ زمین و زمانِ ما را حیات میبخشد و به سوی تعالیِ ابدی راهبری میکند.



