بخش دوم گفت‌وگوی صریح و تفصیلی رئیس جمهور با مردم:

بزرگ‌ترین سرمایه کشور آموزش‌وپرورش است

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران، مسعود پزشکیان در دومین گفت‌وگوی تلویزیونی خود با مردم، آموزش و پرورش را یکی از اولویت‌های اصلی دولت دانست و بر ضرورت اجرای برنامه‌های تحول‌آفرین در این حوزه تأکید کرد. 

بر اساس اظهارات رئیس‌جمهور، مهم‌ترین محورهای مطرح‌شده در حوزه آموزش و پرورش عبارت‌اند از:

  • عدالت آموزشی: آموزش نباید وابسته به توان مالی خانواده‌ها باشد و همه دانش‌آموزان، فارغ از وضعیت اقتصادی، باید فرصت رشد و شکوفایی داشته باشند.
  • نهضت مدرسه‌سازی: ایجاد فضای مناسب آموزشی، به‌ویژه در مناطق محروم، نخستین گام برای تحقق عدالت آموزشی است. رئیس‌جمهور از ساخت بیش از ۷ هزار مدرسه با مشارکت مردم و برنامه افتتاح هزاران مدرسه دیگر خبر داد.
  • تجهیز مدارس: مدرسه صرفاً ساختمان نیست و باید به تجهیزات آموزشی، سمعی و بصری و امکانات لازم برای یادگیری مجهز شود.
  • تحول در روش‌های آموزش: آموزش نباید فقط به شنیدن محدود شود؛ دانش‌آموز باید ببیند، بشنود، گفت‌وگو کند، لمس کند و تجربه و تولید کند تا یادگیری عمیق‌تر و ماندگارتر شود.
  • توانمندسازی معلمان: معلمی یک تخصص و علم است و باید نیروی انسانی برای روش‌های نوین آموزش و ارزیابی توانمند شود.
  • تغییر کیفیت آموزش: ساخت مدرسه آسان‌تر از تغییر نگرش، رفتار و مهارت انسان‌هاست؛ بنابراین تحول کیفی آموزش‌وپرورش نیازمند زمان، استمرار و تغییر رفتار است.
  • مشارکت مردم: دولت به‌تنهایی قادر به حل همه مشکلات آموزش‌وپرورش نیست و مشارکت مردم و خیرین در مدرسه‌سازی و تحول آموزشی ضروری است.
  • فرهنگ همدلی و ایثار: رئیس‌جمهور با اشاره به خانواده‌هایی که حتی با وجود از دست دادن فرزند و شرایط مالی دشوار، در مدرسه‌سازی مشارکت کرده‌اند، این اقدامات را نماد بزرگی از ایثار و مسئولیت اجتماعی دانست.
  • آموزش‌وپرورش و آینده جامعه: بسیاری از مشکلات اجتماعی از کیفیت تربیت و آموزش در مدرسه ریشه می‌گیرند؛ بنابراین آموزش صحیح می‌تواند زمینه‌ساز جامعه‌ای عادلانه‌تر، اخلاقی‌تر و توانمندتر باشد.
  • بهبود مستمر: هدف، رسیدن به یک نقطه نهایی نیست؛ بلکه آموزش باید دائماً بهتر شود و دانش‌آموز و معلم همواره در مسیر یادگیری و پیشرفت باشند.

در ادامه، بخش‌های سخنان رئیس‌جمهور درباره آموزش‌وپرورش را می‌خوانید:

آقای دکتر، یکی از موضوعاتی که شما از استان سیستان‌وبلوچستان آغاز آن را اعلام کردید، نهضت مدرسه‌سازی بود. این پرسش مطرح است که مسعود پزشکیان با کدام نگاه و جهان‌بینی به این موضوع رسید؟ آیا مبنای آن همان گفتمان عدالت، به‌ویژه عدالت آموزشی بود؟ امروز عدالت آموزشی به یکی از پروژه‌های مهم دولت تبدیل شده است؛ تا جایی که استانداران و مسئولان آموزش‌وپرورش می‌گویند یکی از مهم‌ترین محورهای جلسات استانی و حتی جلسات ابتدایی شما، نهضت مدرسه‌سازی و عدالت آموزشی است. برای مردم توضیح می‌دهید که این ایده از کجا شکل گرفت، چگونه به اولویت تبدیل شد و تا امروز به چه مرحله‌ای رسیده است؟

ببینید، به نظر من انسان باارزش‌ترین، غنی‌ترین و گران‌قیمت‌ترین سرمایه هستی است. اینکه معادن، پول، ساختمان و امثال این‌ها را به‌عنوان ارزش می‌بینند، اصلاً قابل مقایسه با انسان نیست؛ چون همه این‌ها ساخته و خلق انسان است. اگر بتوانیم انسان را درست آموزش دهیم، درست تربیت کنیم و مهارت‌های نهفته در درون او را شکوفا کنیم، می‌توانیم جامعه‌ای بسازیم که سرشار از عزت، رونق، عدالت، انسانیت و شرافت باشد. این مسیر نیز از پیش‌دبستانی، دبستان و مدرسه آغاز می‌شود.

اگر امروز در جامعه مشکل داریم، به این دلیل است که نتوانسته‌ایم آنجا درست آموزش دهیم. اگر اکنون افرادی داریم که فارغ‌التحصیل شده‌اند، اما نمی‌توانند مشکل خودشان را حل کنند، به این دلیل است که آنجا یاد گرفته‌اند نمی‌شود مشکل را حل کرد. ما می‌توانیم هر چیزی را آموزش دهیم؛ «از کوزه همان برون تراود که در اوست». اگر این بچه‌ها را امروز درست آموزش دهیم، در آینده هم مشکل خودشان را حل می‌کنند، هم مشکل محله، شهر و جامعه‌شان را.

من حتی درباره فرزندان خودم نیز واقعاً به مدارس اطمینان نداشتم و وقتی آن‌ها را به مدرسه می‌فرستادم، دلگرم نبودم. امروز هم با وجود مدارس مختلفی که ایجاد شده، معتقدم آموزش حق همه مردم است، نه فقط حق پولدارها. آموزش، حق هر انسانی است. اگر ما حاکمیت داریم و می‌خواهیم مملکت را اداره کنیم، باید بستر آموزش مناسب را برای همه مردم کشورمان، همه انسان‌ها، با هر رنگ، نژاد، داشته و دارایی، فراهم کنیم؛ برای سرمایه کشورمان و برای آینده کشورمان.

اگر در خیابان مشکلی وجود دارد، مقصر ما هستیم، نه آن‌ها؛ چون نتوانسته‌ایم این افراد را درست آموزش دهیم و توانمند کنیم. در نتیجه، قدم اول این بود که برای فعالیت آموزشی، فضای مناسب داشته باشیم. ورودی هر سیستمی شامل فضا، منابع، نیروی انسانی، روش‌ها و خدمات است که بعد باید مدیریت شود. ما در همه این موارد نقص داشتیم.

در بسیاری از مناطق کلاس درس نداشتیم و در بعضی جاها دانش‌آموزان در فضاهایی درس می‌خواندند که انسان وقتی آن‌ها را می‌دید، شرمنده می‌شد. تصمیم گرفتیم برای همه، فضای بازی و فضای مناسب آموزش ایجاد کنیم. از طرف دیگر، باید این فضاها را تجهیز کنیم؛ چون وقتی فضا را می‌سازیم، آن فضا به‌تنهایی مرده است و باید آن را زنده کرد. بنابراین، در حال برنامه‌ریزی هستیم که در این فضاها چه امکاناتی قرار دهیم تا بچه‌ها وقتی وارد می‌شوند، بتوانند از آن‌ها برای شکوفاکردن مهارت‌های خود استفاده کنند.

آموزش چهار یا پنج ورودی دارد: دیدن، شنیدن، گفتن، بحث‌کردن، لمس‌کردن و در نهایت ساختن و ایجادکردن. اگر دانش‌آموز فقط بشنود، ما صرفاً بخشی از یک مهارت را منتقل کرده‌ایم. ماندگاری چنین آموزشی، حتی اگر روی آن کار کنیم، حدود 20 درصد است و شاید پس از دو هفته، 50 درصد همان مقدار را نیز از دست بدهد.

در نتیجه، باید فضای ی ایجاد کنیم که دانش‌آموز در آن هم ببیند، هم بشنود، هم گفت‌وگو کند، هم لمس کند و هم بسازد. در حال آماده‌کردن چنین فضایی هستیم. از طرف دیگر، کسی که می‌خواهد این فضا را مدیریت کند، باید مهارت لازم را داشته باشد تا بتواند این توانمندی‌ها را در فراگیر ایجاد کند.

ما علاوه بر اینکه روی فضا کار می‌کنیم، ابزارهای آموزشی مورد نیاز را نیز در این فضاها فراهم می‌کنیم تا دانش‌آموز بتواند از آن‌ها استفاده کند. از طرف دیگر، در حال تغییر نگاه و نگرش نیروی انسانی در جهت توانمندسازی آن‌ها هستیم؛ چون آموزش‌دادن خود یک علم است و باید دانست چگونه آموزش داد.

ارزیابی نیز یک علم است. اینکه من بدون آموزش قبلی ناگهان معلم شوم، ممکن است؛ اما معلمی که من می‌شوم، با معلمی که برای آموزش‌دادن تربیت شده است، زمین تا آسمان تفاوت دارد. در نتیجه، تلاش می‌کنیم این نقاط ضعف و شکاف‌های موجود را پر کنیم و بستری شامل فضای مناسب، تجهیزات، نیروی انسانی و عدالت آموزشی در همه نقاط کشور فراهم کنیم.

نباید این‌گونه باشد که اگر خانواده‌ای پول، سواد و توانمندی داشت، فرزندانش بتوانند رشد کنند، اما فرزندان خانواده‌هایی که این امکانات را ندارند، امکان رشد نداشته باشند.

اگر بخواهیم فقط با پول دولت این کار را انجام دهیم، امکان‌پذیر نیست. 48 سال است که نشده و از این به بعد هم نخواهد شد. اما با مشارکت مردم پیش رفتیم و تاکنون بیش از هفت هزار مدرسه ساخته‌ایم. تقریباً در همین دو سه ماه نیز باید دو یا سه هزار مدرسه دیگر افتتاح شود.

از یک طرف این مدارس را می‌سازیم و از طرف دیگر آن‌ها را به وسایل سمعی و بصری و دیگر تجهیزاتی که در دنیای امروز باید مورد استفاده قرار گیرند، مجهز می‌کنیم. هم‌زمان، با معلمان و مدرسان نیز کار می‌کنیم که چگونه باید آموزش دهند. البته این کار زمان‌بر است، چون تغییر رفتار نیروی انسانی به این سادگی نیست.

در حال طراحی الگوهایی هستیم؛ چیزی شبیه «رول مدلینگ»، یعنی ارائه و نمایش عملی یک نقش و الگوی مناسب. در حال طراحی شیوه اجرای آن هستیم تا ان‌شاءالله بتوانیم این کار را انجام دهیم.

این بحث بسیار مفصل است. اگر بخواهیم فقط درباره آموزش صحبت کنیم، شاید دو یا سه ساعت هم کافی نباشد تا کارهایی را که قرار است انجام دهیم یا اکنون در حال انجام است، توضیح بدهم؛ باز هم ممکن است مطالب زیادی ناگفته بماند.

مهم‌ترین جایی که آینده این مملکت را می‌سازد، آموزش‌وپرورش است و بزرگ‌ترین سرمایه‌ای که می‌توانیم داشته باشیم، همین آموزش‌وپرورش است. تنش‌ها و ناملایمات اجتماعی نیز از همان‌جا شکل می‌گیرند. اگر انسان از مدرسه یاد بگیرد راستگو و صادق باشد، به طرف مقابل احترام بگذارد و هزاران رفتار درست دیگر را بیاموزد، بسیاری از مسائل جامعه از همان‌جا اصلاح می‌شود. ما در حال تلاش در همین مسیر هستیم.

خیلی‌ها در این مسیر با شما همراه شدند. در کردستان، دو کوچه بالاتر از خانه شینا، نوجوان 18ساله دیگری در سانحه تصادف جان خود را از دست داد. خانواده او نیز در پاسخ به دعوت شما برای مشارکت مردم در نهضت مدرسه‌سازی، همه سرمایه‌شان را برای ساخت یک مدرسه در شهر خود اهدا کردند. این یکی از سخت‌ترین گزارش‌هایی بود که تهیه کردم؛ مصاحبه ما به‌دلیل بغض آن خانواده ناتمام ماند. پدر، مادر و دختر نوجوان این خانواده خانه‌ای نداشتند و مستأجر بودند، اما به گفته همه مسئولان منطقه، تمام دارایی خود را برای تأمین بخشی از هزینه ساخت مدرسه اختصاص داده بودند.

وقتی می‌بینید خانواده‌ای عزیز خود را از دست داده، اما با چنین ایثار و بزرگواری‌ای به دعوت شما پاسخ می‌دهد و در پروژه‌ای مانند مدرسه‌سازی مشارکت می‌کند، چه احساسی پیدا می‌کنید؟

خب، این حس را نمی‌شود به‌راحتی بیان کرد. همین حالا هم که شما تعریف می‌کنید، انسان دگرگون می‌شود. واقعاً سخت است. انسان‌های فداکار و محترمی که پا به میدان می‌گذارند تا آموزش و توانمندسازی در کشور شکل بگیرد و یاد فرزندشان در خاطره‌ها بماند، از خود گذشتی نشان می‌دهند که به این سادگی نیست.

گاهی فردی پول دارد و بخشی از دارایی خود را می‌بخشد، اما این خانواده همه آنچه را داشته، اهدا کرده است. واقعاً نمی‌توان با زبان بیان کرد که این گذشت تا چه اندازه بزرگ است. انسان وقتی چنین فداکاری‌ها، ایثارها و گذشت‌هایی را به یاد می‌آورد، خودبه‌خود بغض می‌کند.

در مقابل چنین انسان‌هایی، آدم خود را مدیون می‌داند؛ مدیون اینکه باید با تمام وجود به این مردم خدمت و کمک کند. باید مسیری را برویم که این مردم، با چنین کرامت و بزرگواری‌ای، به‌خاطر قصور، ناتوانی و منیت ما، در زندگی با سختی مواجه نشوند. ما در حال تلاش هستیم، ان‌شاءالله.

من از این صحنه‌ها بسیار دیده‌ام و کارهایی که مردم انجام داده‌اند، واقعاً استثنایی بوده است. اصولاً اگر صداوسیما، رسانه‌ها و حتی فضای مجازی، این نوع فداکاری‌ها و کارهای جمعی را بازتاب دهند و گسترش دهند و فرهنگ همدلی، همراهی و همکاری را در جامعه شکل دهند، دیگر کسی در جامعه ما گرفتار و بی‌پناه باقی نمی‌ماند.

می‌توان این رفتارها را به‌عنوان یک فرهنگ در جامعه گسترش داد. از نظر اعتقادی نیز گفته شده است: «من اصبح ولم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»؛ کسی که صبح کند و به فکر امور مسلمانان نباشد، مسلمان نیست.

همچنین آمده است: «ومن سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم»؛ یعنی اگر کسی صدای انسانی را بشنود که مسلمانان را به یاری می‌طلبد و به داد او نرسد، مسلمان نیست.

خداوکیلی ما این‌گونه عمل نکرده‌ایم. در نتیجه، مردم نسبت به ما نگاه دیگری پیدا کرده‌اند و به شکل دیگری به ما نگاه می‌کنند. اگر مردم اسلام واقعی را می‌دیدند و اگر من مدیر، اسلام واقعی را اجرا می‌کردم، بسیار بعید بود که انسان‌ها از چنین موجوداتی که در حقیقتا تمام وجودشان در جهت حل مشکل مردم است عقده‌ای به دل می‌گرفتند. مشکل اسلام نیست مشکل مسلمانی ماست.

نهضت مدرسه‌سازی که شما در زمستان 1403 آغاز کردید، بال کمی این پروژه است و مشخصاً مردم به دعوت شما پاسخ مثبت دادند و آمارهایی که خودتان در جلسه مطرح کردید، آمارهای خوبی بود، درباره بال کیفی عدالت آموزشی چه برنامه‌هایی دارید، افق پیش روی‌تان 2 سال آینده چیست و فکر می‌کنید چقدر قابل تحقق است، شروع این موضوع؟

آنچه من فکر می‌کنم این است که اگر بهترین روش آموزشی در دنیا وجود دارد، باید آن را در کشورمان مستقر کنیم. در نتیجه، نقطه‌ای وجود ندارد که بگوییم به آن رسیده‌ایم؛ بلکه باید همیشه تلاش کنیم آموزش را بهتر و بهتر کنیم.

همان‌طور که خدمت شما گفتم، آموزش فقط شنیدن نیست. در کلاس معمولاً معلم صحبت می‌کند و دانش‌آموز می‌شنود، اما دیدن، بحث دیگری است. مثلاً وقتی ما در پزشکی آناتومی استخوان، مغز و دیگر اعضای بدن را می‌خواندیم، توضیح می‌دادند که استخوان یا لوله چگونه است، قسمت فوقانی و تحتانی آن کجاست و ما باید همه این‌ها را در ذهنمان تجسم می‌کردیم. اما وقتی مغز، استخوان یا قلب را به ما نشان می‌دادند و می‌گفتند این قسمت بالا و آن قسمت پایین است، بسیار راحت‌تر متوجه می‌شدیم. حتی با دیدن عکس نیز بهتر از صرفاً شنیدن مطلب را درک می‌کردیم.

در نتیجه، کاری که باید انجام دهیم این است که تا جایی که می‌توانیم، روند آموزشی را بر پایه دیدن، شنیدن، لمس‌کردن، بحث‌کردن و اجراکردن گسترش دهیم و توانمندی خود را بیشتر کنیم. این راه، پایان‌ناپذیر است و تغییر رفتار مداوم و هرروزه را می‌طلبد.

از نظر اعتقادی نیز گفته شده است: «من استوی یوماه فهو مغبون»؛ هرکس دو روزش با یکدیگر برابر باشد، زیان‌کار است. یعنی من معلم هر روز می‌توانم بهتر آموزش بدهم، من پزشک هر روز می‌توانم بیمارم را بهتر معاینه و درمان کنم، تاجر می‌تواند تجارتش را بهتر انجام دهد و صنعتگر نیز می‌تواند کارش را بهتر کند.

باید این نگاه در ما به وجود بیاید که می‌توانیم بهتر شویم. در نتیجه، هر لحظه می‌توان یک قدم به جلو برداشت. اگر این نگاه را در فراگیران و دانش‌آموزان ایجاد کنیم، دنیای دیگری خواهیم ساخت.

البته ایجاد چنین نگاهی ساده نیست. تغییر رفتار، تغییر دهه‌است. ما این مسیر را آغاز کرده‌ایم و بسیار هم کار می‌کنیم، اما این کار بسیار سخت‌تر از ساختن یک ساختمان است. درباره ساختمان می‌توانیم بگوییم هفت هزار مدرسه ساخته‌ایم، اما تغییر نگاه، رفتار و مهارت یک انسان، مسئله  زمان‌بر است.